برای هردیمان نگرانم
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 11:36
تو میترسی و میترسانی مرا از عشقتورا میبینم و میمیرانیَم از عشقاحساس صادقانه ی من ،تنها به تو وفادار میماندتو خیانت میکنی ومرا میرانی از عشقشبها به امید شب بخیرِ تو ماه می آمدتنها به خیال تو حسِ من به
نمونه گیری چند نوبته
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 11:36
اینبار دکتر سخت گرفت و برایم آزمایشی نوشت تا عشق تورا در رگهایم اندازه گیری کند...ازمن چند سوال میپرسد:دیشب چه ساعتی بخواب رفتی و من میگویم بعد از صفر عاشقی خوابیدم...می پرسد آخرین بار کی اورا دیده ای
تورا به شاعرانگیت قسم
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 11:36
من در زمستان تو را گم کرده امهوا مدام سرد تر میشودو دستانم یخ میزندو پالتوی من مدتهاست جیب ندارداینجا کسی که قرار است جای خالی ات را مدام تماشا کُند من هستمواین که وقتی می روی شاعر میشود ،باز هم،من خو